دلیل بالا بودن قیمت برنج ایرانی چیست؟

 

علت تفاوت قیمت برنج ایرانی و برنج خارجی

در سال های گذشته ، قیمت برنج ایرانی چون باد صبا ،همیشه در تغییر و نوسان بوده است.

 دلیل بالا بودن قیمت برنج ایرانی چیست؟ علت تفاوت قیمت برنج ایرانی و برنج خارجی چه چیز است و در یک کلام،  چرا به نظر می رسد که  قیمت خرید برنج هاشمی و طارم گران است ؟

چرا مصرف کننده ایرانی، باید دو تا سه برابر قیمت برنج خارجی ، پول پرداخت کند تا برنج ایرانی بخرد ؛ در حالی که خرید برنج خارجی، در مقایسه با  خرید برنج درجه یک شمال ، کاری راحت تر است .حتی خیلی ها می پندارند که خرید برنج خوب ایرانی ، در مقایسه با سال های گذشته ، کاری سخت تر شده است. اینها چیزهایی است که ما تلاش می کنیم در این مقاله، در مورد آنها با شما گفتگو کنیم .

 

علت اصلی ثابت نبودن قیمت برنج ایرانی شمال

رقم دقیقی از هزینه تولید برنج ایرانی، به خصوص در شهرهای شمالی در سال های گذشته منتشر نشده است؛ اما روشن است که هزینه تولید برنج، هر سال نسبت به سال پیشین خود افزایش می یابد ؛ این افزایش عوامل گوناگونی دارد که از قیمت کارگر برنج روزمزد  در نشا ، نگهداری و برداشت برنج گرفته تا قیمت کود و سم و  کمباین و تراکتور  در نوسان است.

از آنجایی که برنج و صنعت برنج، پدیده ای جداگانه و تافته ای جدابافته از اقتصاد کلان کشور نیست، پس همان دلایلی که قیمت کالاهای دیگر را در بازار ثابت نگه نمی دارد، برای برنج ایرانی نیز درست از آب در می آید. از تورم و بالارفتن قیمت بنزین و اقتصاد رانتی و قاچاق گرفته تا نداشتن استراتژی های طولانی مدت و غیر قابل تغییر که با تغییر مدیران، تغییر نکند! حتی سود بالای بانک ها هم بی تاثیر در کم رونق شدن تولید برنج نیست ! بروید از کشاورز بپرسید که پولش را بگذارد بانک ، پرسودتر است یا این که در شالیزار ، عرق بریزد؟

برنج فروشی در شمال

ثابت بودن قیمت برنج ایرانی در دراز مدت ، به سود کشاورزان و خریداران و برند برنج ایرانی است.

بازار داغ شایعات و آسیب به برند برنج ایرانی

گاهی گفته می شود که قرار است که برنج ایرانی ، به یکی از کشورهای اطراف به صورت انبوه صادر بشود ؛ برای مثال روسیه تحریم می شود و شایعه می افتد که برنج ایرانی به صورت انبوه به روسیه صادر خواهد شد.

یا این که شایع می شود که خرید عمده برنج ایرانی از سوی دولت و یا ارگان ها انجام خواهد شد. فارغ از درست یا غلط بودن این شایعات ، آنچه که اتفاق می افتد، تاثیری است که این شایعات بر قیمت برنج ایرانی خواهد گذاشت. البته از نظر اخلاقی درست نیست که تنها با افزایش تقاضای داخلی یا خارجی ، قیمت برنج افزایش یابد، چرا که این افزایش بی دلیل قیمت، به ضرر مصرف کنندگان است.

اگر قیمت برنج به درستی تعیین بشود و ثابت باشد، این گونه شایعات نباید تاثیری بر قیمت آن داشته باشد؛ چرا که همین نداشتن ثبات در زمینه قیمت، سبب خواهد شد که برند برنج ایرانی در طولانی مدت آسیب ببیند. سیاست دولت نیز در سال های گذشته برای مقابله با چنین شایعاتی ، به جای آن که بر اساس تعیین قیمت برنج و مقابله با اصل شایعات باشد، بر ترفند تنظیم بازار استوار بوده است.

 

اصطلاح تنظیم بازار

اصطلاح تنظیم بازار را در اخبار شنیده اید. هنگامی که تصمیم گرفته می شود حجم بالایی از برنج خارجی ارزان قیمت ، با تعرفه پایین وارد بشود، این اصطلاح بیشتر به کار می رود. این که چرا بازار برنج تنظیم نیست و چرا نظم ندارد، دلایل دیگری دارد ؛ اما کاربرد اصلی این اصطلاح ( آن طور که در سال های گذشته دیده شده ) پایین تر آوردن قیمت برنج ایرانی است. اما چرا قیمت برنج بالا می رود که باید آن را از عرش، به فرش کشید؟ شاید بهتر باشد برای پاسخ دادن به این سوال، موضوع را از زاویه ای دیگر نگریست.

 

علت تفاوت قیمت برنج ایرانی و برنج خارجی

کشاورز ایرانی برنج کار ، هر طور که تلاش می کند (جان می کَنَد!) نمی تواند برنج اش را به قیمت برنج خارجی ای که در بازار ایران موجود است ، عرضه کند ؛ چرا که هزینه های تمام شده او برای کاشت  برنج و برداشت آن، به مراتب بالاتر از هزینه هایی است که برنج خارجی، در حال فروخته شدن است.

سیاست گذاری برنج هم به جای آن که در جهت حمایت از تولید داخلی برنج باشد، بر ضد آن عمل می کند؛ یعنی آن قدر برنج خارجی ارزان قیمت در بازار ریخته بشود که خود کشاورزان و دیگر افراد حاضر در صنعت برنج (مالکان کارخانه شالیکوبی و توزیع کنندگان و فروشندگان برنج ) مجبور بشوند که فیتیله قیمت برنج ایرانی را به زور پایین بکشند ؛ آن هم تا اندازه ای فروش برنج ایرانی، به قد و قامت هزینه های تولید آن نرسد. و این یعنی ضرر! یعنی سودآور نبودن کاشت برنج. یعنی بازار زیان ده.

همین سیاست واردات برای تنظیم قیمت بازار ، در سال های گذشته سبب از بین رفتن تولید نوغان در شمال کشور شده است. نوغان ، پیله کرم ابریشم  است.

 

تفاوت دو صنعت خودرو و برنج

هم خودروی تولید داخل داریم و هم برنج تولید داخل؛ اما این یکی سوگلی پدر است و آن یکی ، رانده شده از دامان وی! ( هم چون کردلیا دختر سوم “شاه لیر”  شکسپیر!) “بام” یکی است؛ ولی “هوا” دو تاست!

برای حمایت از ماشین های داخلی، تعرفه ورود ماشین های خارجی تا آن جایی بالا برده می شود که اکثر طبقه متوسط جامعه، دلشان به سواری همین خودروهای وطنی خوش است؛ اما وقتی پای صنعت مظلوم برنج ( و شاید دیگر محصولات کشاورزی) به وسط می آید، نه تنها تعرفه واردات برنج خارجی، افزایش نمی یابد، بلکه از ۲۶ درصد به ۵ درصد نیز کاهش می یابد. ( خرداد ۱۳۹۶)

پرسشی که به ذهن می رسد این است که چرا در هر دو شاخه برنج داخلی و خودروی داخلی، به عدالت رفتار نمی شود؟ چرا بر خودروی خارجی، تعرفه ای سنگین بسته می شود؛ اما تعرفه ای که بر برنج خارجی بسته می شود، اصلا شبیه تعرفه نیست !

آیا مگر فقط خودرو، صنعت داخلی به شمار می آید؟ برنج ، داخلی نیست؟ ! آیا پوشیده است که تنها درآمد سالیانه بسیاری از کشاورزان شالیکار شهرهای شمالی کشور در گیلان و مازندران، ارتباط مستقیم با قیمتی که برنج شان را می فروشند دارد؟

 

تناسب بین قیمت برنج و توان خرید مصرف کننده

در تعیین قیمت خرید برنج هاشمی و طارم ، هم باید  هزینه های تولید برنج ایرانی و زحمت کشاورزان شمال در نظر گرفته بشود و هم توان مصرف کنندگان ایرانی. نه سیخ کشاورز بسوزد؛ نه کباب خریدار ! هم مصرف کننده ایرانی ، بتواند ( و در شان اوست که ) قادر به خرید برنج درجه یک خوب ایرانی باشد و هم کشاورز تولید کننده برنج، بتواند چرخ مزرعه برنج اش را بچرخاند.

آیا خوب است که کشاورزان روستاهای شمال، روستاهای خویش را تخلیه کنند  و به شهرهای بزرگ بیایند و تماشاگر رژه کشتی ها و تریلی های برنج خارجی باشند؟ آیا خوب است که زمین های برنج، تغییر کاربری داده بشود و به جای بالا رفتن ساقه های زیبای برنج، ستون های ویلایی بی روح از جان طبیعت، در آنها بالا رفته بشود؟ بی تردید، هیچ دلسوزی، به این راضی نیست.

کشاورزی می گفت که با بالارفتن قیمت برنج ایرانی و سودآور شدن تولید آن، خیلی از کشاورزان که تولید برنج را برای چند سالی متوقف کرده بودند، دوباره به کشت و تولید برنج روی آورده اند؛ چرا که اگر فعالیتی سودی نداشته باشد، هیچ آدم  عاقلی پای آن نمی نشیند.

بی تردید این وظیفه دولت  است که تناسب بین قیمت برنج ایرانی و سطح خرید ایرانیان مصرف کنندگان را مشخص کند و آن را اعلام نماید؛ نه آن که خود با مجوز ورود بیش از اندازه برنج خارجی و اشباع بازار برنج ، قامت برنج کار ایرانی را خم نماید؛ گرچه بگذریم که این قامت آن قدرها هم به راحتی خم نمی شود؛ چرا که کیفیت برنج های هند و پاکستان موجود در بازار ، به قدری پایین است که مردم خودشان، به مصرف برنج ایرانی، علاقه ای بیشتر از قبل پیدا کرده اند.

 

قیمت برنج ایرانی، بالا نیست

درشرایط اقتصادی حال، قیمت برنج ایرانی، با توجه به هزینه و زحمتی که کشاورزان تولید کننده برنج برای آن می کشند، بالا نیست؛ بلکه قیمت هایی که برنج های خارجی قاچاق و غیرقاچاق موجود در بازار دارا هستند، خیلی پایین و غیر طبیعی است؛ طوری که شک کنجکاوان برانگیخته می شود که آیا واقعا اینها برنج هستند؟ !

پس دلیل بالا بودن قیمت برنج ایرانی  ، همین تفاوت معنا دار ( و هم بی معنی ) در قیمت برنج های خارجی است؛ کشاورز ایرانی دارد عرق می ریزد تا از حاصل دسترنج خود، آبرومندانه زندگی کند و به تولید داخلی نیز رونق ببخشد ؛ از سوی دیگر نیز شایسته است که مردم با خرید برنج درجه یک شمال و در واقع، خرید برنج خوب ایرانی ، از ایشان حمایت نمایند.

در کنار آن، مدیران و نمایندگان مردم نیز  اجازه ندهند که شایعات، بر قیمت برنج ایرانی تاثیر بگذارد ؛ طوری که مردم مجبور به مصرف برنج خارجی ( یا برنج های خارجی با برند ایرانی ) بشوند؛ آن هم برنج هایی که حتی موش، آنها را نمی خورد!

دیگر نوشته ها